×

یادداشت سینمایی؛
«زیبا صدایم کن»؛ روایتی از زن، شهر و استقلال در ایران امروز

  • کد نوشته: 7757
  • ۱۵ دی ۱۴۰۴
  • ۰
  • رستاک شاه ولی روزنامه‌نگار در یادداشتی، درباره فیلم سینمایی «زیبا صدایم کن» ساخته رسول صدرعاملی، اکران شده در سینما آنلاین فیلم‌نت عنوان کرد که این اثر نمونه‌ای متفاوت است؛ فیلمی که بدون توسل به شعار، نگاهی صادقانه، دقیق و فرهنگ‌سازانه به ایران امروز دارد.

    «زیبا صدایم کن»؛ روایتی از زن، شهر و استقلال در ایران امروز
  • به گزارش پایگاه خبری مرجع اخبار، سینمای ایران در چند دهه گذشته تا امروز، با وجود تمام محدودیت‌هایی که همواره بر آن سایه انداخته، توانسته است آثار قابل توجه و تحسین‌برانگیزی را در کارنامه خود ثبت کند؛ در این مسیر، فیلم‌هایی نیز ساخته شده‌اند که با هدف فرهنگ‌سازی و نمایش بخش‌هایی از جامعه و فرهنگ ایران، گاه به شکلی مستقیم و صریح، تلاش کرده‌اند سینمای کشور را به سمت سینمایی مفید و اثرگذار هدایت کنند؛ آثاری که در آن‌ها صراحت و حتی شعار، در مقطع خود پذیرفتنی و قابل دفاع بوده است.
    اما فیلم «زیبا صدایم کن» به کارگردانی رسول صدرعاملی، نمونه‌ای متفاوت است؛ فیلمی که بدون توسل به شعار، نگاهی صادقانه، دقیق و فرهنگ‌سازانه به ایران امروز دارد.
    این فیلم روایت‌گر داستان پدر و دختری است که ماجرایشان در بازه‌ای بیست‌وچهار ساعته شکل می‌گیرد و در آن، زنان حضوری پررنگ و تعیین‌کننده دارند. «زیبا صدایم کن» بیش از آن‌که صرفاً بر رابطه پدر و دختری یا ارزش‌های سنتی خانواده تمرکز کند، می‌کوشد اهمیت استقلال زنان را در جامعه‌ای به تصویر بکشد که زنان آن در طول تاریخ با نابرابری‌ها و دشواری‌های فراوانی روبه‌رو بوده‌اند. در دل این روایت، با شخصیت‌هایی مواجه می‌شویم که با وجود تمام فشارها، برای ادامه زندگی و حفظ هویت خود تلاش می‌کنند و یاد گرفته‌اند بیش از هر چیز، به توانایی‌های خود تکیه کنند.
    «زیبا»، شخصیت اصلی فیلم، دختری نوجوان است که از همان سال‌های ابتدایی زندگی، با وجود زنده بودن پدر و مادر، در پرورشگاه رشد کرده است؛ او همان‌جا به کار و تحصیل پرداخته است و اکنون در آستانه ساختن زندگی مستقلی برای خود قرار دارد. «زیبا» دختری بااراده و سربلند است که می‌خواهد روی پای خود بایستد و با وجود محرومیت از حمایت خانواده و نزدیکان، مسیری سالم و مسئولانه را در جامعه آغاز کند. زنان در این فیلم ازنظر شغل یا فعالیت با محدودیت و تبعیض روبه‌رو نیستند؛ آرمانی که جامعه ما سال‌هاست که برای کسب آن تلاش می‌کند.
    این فیلم به موضوعاتی می‌پردازد که امروزه در نگاه بخش بزرگی از جامعه پذیرفته شده‌اند، اما همچنان با چالش‌های قانونی روبه‌رو هستند؛ برای مثال مسائلی مانند موتورسواری زنان یا موضوع پوشش که در «زیبا صدایم کن» به شکلی شفاف و بی‌پیرایه به تصویر کشیده شده‌اند. پرداختن به این مسائل، به این فیلم هویتی ارزشمند می‌بخشد و آن را به بازتابی درست از زمانهٔ خود تبدیل می‌کند.
    این فیلم در سال ۱۴۰۳ و در شهر تهران ساخته شده است؛ دوره‌ای که نمایش واقع‌گرایانه پوشش بخش قابل توجهی از جامعه، همچنان با چهارچوب‌های رایج رسانه‌ای همخوانی ندارد؛ با این حال، پوشش شخصیت‌ها در فیلم، کاملاً نزدیک به آن چیزی است که هر روز در خیابان‌های شهر می‌بینیم. این صداقت بصری، علاوه بر افزایش باورپذیری اثر، باعث می‌شود مخاطب بتواند خود و جامعه‌اش را بی‌واسطه در یک فیلم سینمایی ببیند؛ شفافیتی که در سال‌های اخیر کمتر شاهد آن بوده‌ایم و سینمای ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.
    یکی دیگر از ویژگی‌های دوست‌داشتنی فیلم، استفاده هوشمندانه از فضای شهری تهران است. برخلاف بسیاری از آثار که تنها به بخش محدودی از شهر بسنده می‌کنند، «زیبا صدایم کن» تصویری گسترده از تهران ارائه می‌دهد؛ از مترو و خط بی‌آر‌تی «راه‌آهن-تجریش» گرفته تا خیابان ولیعصر و محله‌های قدیمی و جدید؛ این لوکیشن‌های آشنا، فیلم را به تجربه‌ای ملموس و قابل همذات‌پنداری تبدیل می‌کنند.
    «زیبا صدایم کن» فیلمی است که هم کلیشه‌های جنسیتی و هم تصویرهای قالبی از جامعه را کنار می‌زند. این فیلم، ایران و به‌ویژه تهران را همان‌گونه که هست نشان می‌دهد؛ شهری واقعی با مردمانی جسور و زنده؛ این نزدیکی به واقعیت آن‌قدر عمیق و آشناست که هر ایرانی، در هر کجای جهان، با تماشای این فیلم برای ساعتی کوتاه احساس می‌کند به خانه بازگشته است.

    نویسنده: رستاک شاه‌ولی

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *